به گزارش مبشرین، علیرضا مشایخی: تکرار، اگر در جهت بیان هدفی باشد و در راستای غرض و فایده ای باشد، مطلوب است و اگر خالی از فایده باشد مخل به فصاحت می باشد ، در قرآن که کلام الهی است، برخی از الفاظ و گاهی چند لفظ و گاهی یک آیه تکرار شده است که تکرار لفظی است و گاهی تکرار شده است که معنا تکرار معنوی نامیده می شود، تکرار در پژوهشهای قرآنی با عنوان ، تصریف ، تکریر ، متشابه... یاد شده است و در متون کهن نیز تکرار وجود داشته است و تکرار در علوم مختلفی کاربرد دارد از جمله روانشناسی و ادبیات و هنر و تفسیر ... و تکرار در قرآن چه لفظی و معنوی دارای حکمت ها و انگیزه هایی چون تأکید ، دفع توهم حصر ، برانگیختن هیجان و ایجاد زمینه تدبر و تثبیت قلب پیامبر و... می باشد.
واژگان کلیدی: تکرار ، قرآن ، انواع تکرار ، تکرر و علوم دیگر ، حکمت های تکرار
تکرار از ماده (کرر) به معنای بازگرداندن قول یا فعلی برای بار دوم و مصدر باب تفعیل است. خاستگاه بحث تکرار ، علم معانی است و از اسلوب های بلاغی قرآن به شمار می رود. و در اصطلاح علمای بلاغت عبارت است از دلالت دوباره لفظ بر معنا با تکرار آن.
در قرآن به شکل های مختلف و در قالب های گوناگونی تکرار به کار رفته است البته برخی در این زمینه به افراط رفته و حتی تکرار حروف و هجاها را نیز از نوع تکرار دانسته اند، که شایسته است این نوع تکرار در این بحث نگنجد. چون سخن در اینجا از نوع تکرار به همراه انتقال معناست که شاید کمتر در حروف و هجاها بتوان آن را مطرح کرد.
انسان در زندگی خویش همواره با تکرار چه در حیطه سخن و چه در حیطه عمل و... روبرو بوده است و از آنها تحلیل هایی داشته است و بر همین اساس اظهار نظر های مختلفی در بحث تکرار در قرآن داشته است، برخی آن را دلیل اعجاز قرآن شمرده اند و برخی نیز درست در نقطه مقابل این گروه قرار دارند و آن را دلیل ضعف دانسته و بشری بودن قرآن را از آن استنباط کرده اند پس لازم است که تکرار در قرآن، چیستی و انواع آن و حکمت هایی که برای این تکرار وجود دارد روشن شود تا از حریم قرآن در مقابل این خدشه آفرینان دفاع نموده و نمونه های اعجاز قرآن و زیبایی هنری این فن بلاغی بر نویسندگان نیز روشن شود. تا در نوشته های خویش از این هنر بهره برده و سخنوران در ایراد کلامی بلیغ از کلام خدا الهام بگیرند.
جایگاه این بحث در علم بلاغت است و با واژه ها و عناوین مختلفی این بحث نگاشته شده است و مورد بررسی قرار گرفته است که می توان به تکریر – تصریف ، تردیده ، متشابه و اشباه اشاره نمود.
بعضی از پژوهشگران علوم بلاغی به جای تکرار از تردید یا الترداد برای بیان این مبحث استفاده نموده اند «چنانچه جاحظ در البیان والتبین مبحثی را با این نام گشوده می گوید: “قد رأینا الله عزوجل ردد ذکر قصه موسی و هارون" و سیوطی تردید را متتحی از تکرار دانسته، معتقد است وقتی لفظی دو بار تکرار شود و بار دوم متعلق به معنایی غیر از اول باشد در این صورت تکرار صورت گرفته است: مانند آیه فبای آلاء ربکما تکذبان» (دفتر نشر فرهنگ و معارف قرآن کریم 1382، جلد 8، صفحه 567)
برخی معتقدند که خداوند از واژه تکرار و تردید استفاده ننموده است بلکه از واژه صرف (به معنای بازگرداندن چیزی از حالتی به حالت دیگر (مفردات راغب، 1392 ق، واژه صرف) استفاده نموده است "و لقد صرفنا فی هذا القرآن لیذکروا و ما یزیدهم الا نفورا" زیرا تکرار و تردید بار منفی دارد و بهتر است از تصریف استفاده شود که چنین ایرادی را ندارد. (خرقانی، 1391، ص76)
البته تکرار و تصریف هرچند دارای مشترکاتی هستند ولی تصریف در واقع معنایی متفاوت با تکرار دارد و تکرار است که اندیشه ای را در قالب های مختلفی بیان می کند و مفسران آن را تکرار با بیان و سبک های مختلف دانسته اند. (طباطبایی، 1394 ق، جلد 13، ص201) که به عنوان مثال می توان به تصریف قصه های حضرت موسی و نوح علیهما السلام اشاره نمود.
این دو واژه چون از یک ریشه (شبه) می باشد آن را یکجا بیان می نماییم و این دو واژه بیشتر از همه در این مبحث مورد استفاده قرآن پژوهان برای بیان تکرار در قرآن قرار گرفته است.
متشابه بر مشابهت چیزی با چیزی دلالت دارد که برخی دایره شمول آن را بسیار گسترده مطرح کرده اند و به عبارتی هر چیزی که موجب ابهام گردد را متشابه دانسته اند. ولی مصنفان علوم قرآنی عمدتا دو نوع متشابه را مطرح کرده اند.
متشابه در برابر محکم و متشابه در تکرار آیات (که مورد بحث ماست) که آنرا متشابه لفظی هم خوانده اند و آوردن یک سخن در صورت های گوناگون و فواصل مختلف تعریف کرده اند. (دفتر نشر و فرهنگ تعارف قرآن کریم، 1382، جلد 8، صفحه 568)
این واژه از (کرر)و مصدر باب تفعیل است و راغب اصفهانی در مفردات آن را عطف چیزی بر چیزی با لذات یا بالفعل و این منظور آن به معنای رجوع می داند و می گوید: کرر الشی یعنی آن چیز پی در پی اعاده کرد. (ساروی، 1379، ش156، ص 188)
این موضوع در علم بلاغت تحت عنوان فصاحت اطناب آورده شده است. فصاحت کلام با مبرا بودن از شش عیب تحقق می یابد، که یکی از آنها کثرت تکرار است یعنی لفظ واحد خواه اسم باشد یافعل یا حرف خواه اسم ظاهر باشد یا ضمیر چندین بار بدون فایده تکرار شود. بر اساس این گفتار تکرار بدون فایده عیب محسوب می شود نه هر تکراری.
اطناب یعنی زیادت از لفظ بر معنا به انگیزه فایده ای یا ادای معنا یا عبارتی بیش ازحد متعارف توسط افراد بلیغ به جهت تقویت یا تاکید آن، که اطناب انواع بسیاری دارد و یکی از آنها تکرار است که انگیزه های گوناگونی را برای آن ذکر کرده اند و چون در اطناب و تکرار وجود فایده شرط است، می توان تکرار را به دو قسم تقسیم کرد: 1- تکرار مطلوب 2- تکرار نا مطلوب و مخل به فصاحت. (همان، ص189)
شناخت پیشینه و تاریخچه یک موضوع به شناخت سیر تطور آن و تکاملش در طول زمان کمک شایانی می کند. در این نوشتار سعی شده در دو قسمت به این بحث پرداخته شود. در ابتدا به این سوال پاسخ خواهیم گفت که مبحث تکرار در قرآن از چه زمانی و در چه آثاری وجود داشته است و آیا در متونی غیر از قرآن نیز تکرار وجود دارد یا خیر؟
سخن درباره پیشنه دقیق این بحث به دلیل نبودن اخبار قطعی دشوار است. بر اساس پاره ای از روایات، بعضی از زنادقه در محضرامام حسن مجتبی(علیه السلام) وجود تکرار در سوره کافرون را مورد نقد قرار دادند و امام با پاسخی مستدل خدشه آنان را به ساحت قرآن ناروا دانستند. (زرکشی، 1391 ق، ج 3، ص105)
افزون براین می توان نخستین پدید آوران این علم را قاریان دانست که برای آسان شدن حفظ آیات متشابه به این بحث پرداختند و نخستین تالیف به جا مانده ازابوالحسن علی بن حمزه کسایی از قرا سبعه به نام متشابهان القرآن است که به گرد اوری آیات متشابه لفظی پرداخته است. (دفتر نشر فرهنگ معارف قرآن کریم، 1382، ج8، ص569)
پس از این مرحله به دو روش آیات متشابه جمع آوری شد که "سوری" و"ابوابی" نام گرفت در روش سوری آیات متشابه به ترتیب سوره های قرآن جمع آوری شدند و در روش ابوابی یک آیه بدون در نظر گرفتن ترتیب آن در قرآن در نظر گرفته شده و سپس آیات متشابه در کنار آن ذکر می شد. (همان) سپس با گذشت زمان برای پاسخ به طاعنان و خرده گیران به امر تکرار در قرآن حکمت هایی نیز برای تکرار در قرآن بیان شد و کتابهای متشابه القرآن به بیان سبب و حکمت آیات متشابه پرداختند. بنابراین سیر تکامی در کتب متشابه القرآن را می توان در پنج دسته از کتابها جستجو کرد:
تکرار نه فقط مخصوص قرآن می باشد بلکه در دیگر متون و حتی در زندگی روزمره نیز ردپایی از تکرار دیده می شود و انسان بسیار متمایل به تکراراست و در زندگی اش جریان دارد و بسیاری امور زندگی انسان تکراری است و چنان این امر با انسان همراه است که سبب می شود از چیزهای جدید دچار وحشت و هراس شود. در اینجا برای بیان سابقه تکرار در غیر قرآن نمونه هایی از این تکرارها ذکر میشود.
دراوستا کتاب مقدس و دینی زرتشتیان، به دلیل ماهیت دینی-عبادی، تکرار بسیار است؛ زیرا این ها باید در جشن ها و نیایش های مختلف چون آیینی اجرا و زمزمه می شود. مانند عبارت "نوید می دهم، به جای می آورم، از برای..." که چندین بار تکرار شده است. (سبزعلی پور، 1388، ش211، ص90)
این کتیبه ها که شامل دستورات حکومتی و اعمال شاهان هخامنشی است، ساختارشان به این شرح است که اغلب بعد از ستایش اهورامزدا، نام پادشاه و اجداد شاه فرمان دهنده ذکر می شود، سپس خواسته یا گفته آنان ذکر می شود و در انتهای گفتۀ خود، به اهورامزدا درود می فرستند، اکثر کتیبه ها از جمله کتیبه داریوش در نقش رستم، کتیبه خشایار شاه در تخت جمشید، کتیبه داریوش در شوش و کتیبه داریوش در کانال سوئز جمله زیر تکرار شده است:
بغ بزرگی است اهورا مزدا که این بوم را آفرید؛ که آن آسمان را آفرید؛ که مردم را آفرید؛ که شادی را برای مردم آفرید؛ که داریوش(خشایارشاه) را شاه کرد. یک شاه از بسیاری، یک فرمانروا از بسیاری. (همان، ص91)
در کتاب هایی که به زبان پهلوی نوشته شده اند، جملات کلیدی مرتب تکرار می شوند مانند "پرسید دانا از منیوی خرد؛ منیوی پاسخ داد؛ پرسید دانا از منیوی خرد..." (همان،ص 92)
بسیاری از اشعار عامیانه و دوبیتی های محلی، عبارت های تکراری در آن وجود دارد و گویا با تکرار عجین شده اند و شاید دلیل به خاطر سپردن این شعرها و ارتباط مردم با این اشعار نیز همین تکرار باشد.
دعاها و متون مذهبی و دینی به دلیل ویژگی خاص خود سرشار از محبّت وعطوفت اند و آموزه ها و گزاره های دینی نیز بسیار تکرار شونده اند؛ مانند عبارت "سبحانک یا لا اله الّا انت، الغوث، الغوث خلّصنا من النّار یا رب" در دعای جوشن کبیر و تکرار در اذان. (همان،ص 94)
فواید علم متشابه (تکرار آیات در قرآن) را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
تکرار به اعتبارت گوناگون تقسیمات مختلفی دارد و تقسیمات بسیاری برای آنها ارائه شده است که از مجموع آنها می توان به تقسیم تکرار لفظی و تکرار معنوی و تکرار لفظی و معنایی اشاره نمود و سپس می توان تکرار لفظی را به اعتبار اینکه چه قسمتی از لفظ تکرار شده دسته بندی نمود.
در این نوع فقظ لفظ تکرار می شود اما معنایی جدید آورده می شود که در این نوع از تکرار هدف آوردن معنای قبلی نیست. مانند آیه "و اذنت لربها و حقت" که این آیه دوبار در آغاز سوره انشقاق آمده است ولی مورد نخست مربوط به آسمان و مورد دوم مربوط به زمین است و همچنین "بسم الله الرحمن الرحیم" آغاز هر سوره که به اعتبار مضمون و محتوای هر سوره دارای معنای جدیدی است هر چند همه بسم الله الرحمن الرحیم های قرآن در لفظ اشتراک دارند. (خرقانی، ش 9، ص 79)
در تکرار لفظی به اعتبار اینکه چه مقدار از لفظ تکرار شده است دارای تقسیمات دیگری است. از جمله: تکرار یک لفظ بیش از یک لفظ برخی از الفاظ آیه و تمام الفاظ آیه.
ممکن است در آیه ای فقط یک کلمه تکرار شده باشد مانند آیه 234 سوره بقره "...ان الله لذو فضل علی الناس ولکن اکثر الناس لا یشکرون" که کلمه ی ناس دوبار تکرار شده است و یا حتی یک حرف تکرار شده باشد مانند تکرار حرف "فاء" در آیه 54 سوره ی بقره که سه بار تکرار شده است "و اذ قال موسی لقومه یا قوم انکم ظلمتم انفسکم باتخاذ کم العجل فتوبوا الی بارئکم فاقتلوا انفسکم ذلکم خیر لکم عند بارئکم فتاب علیکم انه هو التواب الرحیم".
نمونه های فراوانی از این نوع تکرار در قرآن وجود دارد که به عنوان مثال می توان به تکرار عبارت "باذن الله" در آیه ی 49 سوره آل عمران اشاره نمود "... انی اخلق لکم من الطین کهیئه الطیر فانفخ فیه فیکون طیرا باذن الله و ابری الاکمه والا برص و احی الموتی باذن الله ..." و در آیه 59 سوره بقره "فبدل الذین ظلموا قولا غیرالذی قیل لهم فانزلنا علی الذین ظلموا رجزا من السماء بما کانوا یفسقون" دو کلمه "الذین و ظلمو" تکرار شده است.
در قرآن آیاتی وجود دارد که دو آیه به استثنای یک حرف و یا کلمه کاملا شبیه به هم می باشند در واقع تکرار شده اند مانند تکرار در آیه 18-17 سوره انفطار که قرآن می فرماید: "و ما ادرک مایوم الدین ثم ما ادراک مایوم الدین" که تفاوت دو آیه در "و او و ثم" می باشد و همچنین آیات "کلا سوف تعلمون ثم کلا سوف تعلمون" که آیات 3 و 4 سوره تکاثر می باشد و یک آیه "ثم" بیشتر از آیه قبل دارد.
72 آیه در قرآن وجود دارد که برخی در یک سوره و برخی به صورت پراکنده در سوره های مختلف آمده اند که در مثال مشهور از تکرار در قرآن آیه "فبای الا ربکما تکذبان" در سوره الرحمن می باشد که 31 با تکرار شده است و آیه "ویل یومئذ للمکذبین" در سوره مرسلات 9 بار تکرار شده است.
در این نوع، موضوعات و مفاهیم تکرار می شوند و یک معنا با عبارت های متفاوت آورده می شود. که بنابر سیاق این عبارت ها شکل های مخصوص به آن سیاق می گیرند و می توان مثال تکرار معنایی را در بازگو نمودن قصه های قرآنی مانند داستان حضرت موسی، حضرت نوح و حضرت ابراهیم در سوره های مختلف یافت و همچنین دعوت های مکرر به تقوای الهی و یاد آوری توحید الهی و صفات ذات باری تعالی و شمارش نعمت ها و نشانه های خداوند از جمله تکرار معنایی می باشد. (خرقانی، 1391، ش9، ص 79)
در این گونه از تکرار الفاظ با حفظ معنای خود تکرار می شوند، مانند آیات 5 و 6 سوره انشراح "فان مع العسر یسرا" تکرار در این آیه یا برای تاکید آمده است که نتیجه آن تثبیت آمدن آسانی پس از سختی است و یا غرض تاکید نیست و جمله دوم استینافی است و دو عسر که معرفه می باشد یکی هستند پس سختی یکی است و در پی یک سختی دو "یسر" به صورت نکره آمده است یعنی دو آسانی در پی دارد.
تقسیمات دیگری نیز برای تکرار ذکر گردیده است که در آنها پیوستگی و یا عدم پیوستگی لفظ و یا آیه مکرر ملاک آن تقسیم بوده است. و یا داشتن اختلاف و جا به جایی در آیه مدنظر بوده است و بر اساس آن انواع تکرار را بر شمرده اند که این تقسیم بندی مورد توجه سیوطی قرار گرفته است. (سیوطی، ج1، ص27)
همانطور که قبلا گفته شد، تکرار در تمامی ابعاد در زندگی بشر وجود دارد و هر جا که تکرار واقع شود به فرا خور حال دارای انگیزه و حکمت هایی است که ابتدا انگیزه تکرار را به صورت عمومی بیان خواهیم نمود و سپس از آن حکمت های وجود تکرار در قرآن را بر می شمریم.
گاهی وقتها تکرار در سخن و گاهی در نوشتار دیده می شود که بر آن می توان این انگیزه ها رابیان نمود:
با نگاهی به زبان و ادب فارسی درمی یابیم که تکرار چه ارزش و جایگاهی دارد و اگر تکرار را از کلام فارسی بگیریم، بسیاری از زیبایی های آن را برداشته ایم و چیزی جز کلامی خشک و بی روح باقی نمی ماند. برخی از انگیزه های تکرار در زبان فارسی به این شرح است:
تکرار را به تکرار لفظی و معنایی و لفظی-معنایی تقسیم کردیم اینک به صورت جداگانه حکمت تکرار لفظی و سپس به بیان تکرار معنایی خواهیم پرداخت.
در دایره المعارف قرآن کریم 16 حکمت برای تکرار لفظی بر شمرد شده است که با دسته بندی کلی تر می توان برخی از آنها را ذیل عنوان جدید گرد آورد و تقسیم بندی جدیدی ارائه نمود.
تکرار موجب یادآوری امور مهم و پرهیز از فراموشی و خطا در آنها می گردد زیرا نفس آدمی وی را به سمت خواهش های نفسانی و شهوت ها سوق می دهند و ذکر مواعظ و عبرت ها و تکرار آنها به ایستادگی در مقابل آنها و تسلیم ناپذیری در برابر آنها کمک می کند. قرآن و ساختار ویژه اش همچون واعظی سبب آگاهی و بیداری روح انسان می شود، مانند آیه "فبای الا ربکا تکذبان" در سوره الرحمن که سبب حلب توجه آدمی به نعمت های پروردگار است. در نتیجه برانگیختن حس شکرگذاری در او، همچنین تکرار آیات 9-8 سوره شعرا "ان فی ذلک لآیه و ماکان اکثرهم مومنین و ان ربک هو العزیز الرحیم" که سبب اثر پذیری روح آدمی است و توجه آدمی را به صفات پروردگار معطوف می دارد.
همه انسان ها برای نشان دادن اهمیت موضوعی و بهتر فهماندن مطلبی از تکرار استفاده می نمایند و یکی از راههای تاکید تکرار است و همچنین تکرار سبب می گردد که سخن ملکه روح انسان شود و در ذهن او ثبت گردد، مانند تکرار "فهل من مدکر" در سوره قمر.
در وجود آدمی مجموعه ای از روحیات و هیجانات قرار داده شده است که بهره گیری از این هیجانات برای تفهیم مطلب کاری است که در جهت آموزش افراد استفاده می شود و می توان به تعجب و ستایش و تعظیم و تهویل و وعد و عید و... اشاره نمود. گاهی اوقات خداوند آیاتی را تکرار نموده است تا عظمت و شدت هولناکی حادثه ای را گوشزد نماید، همچون تکرار "لیله القدر" که سبب می شود انسان به عظمت این شب اقرار نماید. و همچنین تکرار "الحاقه" که نشان از هولناکی روز قیامت دارد. و گاهی تکرار برای وعید و تهدید است، مانند: تکرار در "کلا سوف تعلمون ثم کلا تعلمون" و گاهی برای برانگیختن تعجب است: مانند "فقل کیف قدر * ثم فقل کیف قدر". (سوره مدثر، آیه 19-20)
در آیه "و السبقون السبقون" (واقعه 10 و 56) این تکرار برای بیان مدح می باشد و در آیه "الذین کذبوا شعیبأ کان لم یغنوا فیها الذین کذبوا شعیبا کانوا هم الخسرین" در سورۀ اعراف، نشان دهندۀ مبالغه در مذمت می باشد و تکرار در آیه "هیهات و هیهات لما توعدون" در سورۀ مومنون برای استبعاد است.
گاهی متعلّق ها متفاوت هستند و آن چیزی که تکرار می شود متعلق به چیزی غیر از مورد ذکر شدۀ اول می باشد که این تفاوت سبب می شود که پس از هر بار تغییر متعلّق های آیه نیز تکرار شود، تا آیات تکرار شده هربار به متعلّقی اختصاص یابد. مانند: تکرار "ولا انتم عابدون ما اعبد" و یا اینکه ندانستن متعلّق سبب ایجاد توهم می شود که بیان دوباره عبارت سبب دفع این توهم خواهد شد. مانند: تکرار "باذن الله" در آیه "فانفخ فیه فیکون طیرا باذن الله و ابري الا کمه و الابرص و احی الموتی باذن الله (آل عمران آیه 49) برای بیان الهی بودن معجزات حضرت عیسی می باشد و دفع توهم بشری بودن این افعال است.
در آیه "و قال الذی آمن یاقوم اتبعون اهدکم سبیل الرّشاد * یا قوم انّما هذه الحیوه الدنیا ..." (سوره غافر، آیات 38-39) تکرار کلمه "یا قوم" برای حلب قلوب مخاطبان است و این انتساب به خود و تکرار آن سبب مقبولیت کلام خواهد شد.
قرآن را خداوند حکیم نازل نموده و این تکرار ها نیز بیهوده و خالی از غرض نمی باشد و سبب ایجاد شوقی در مخاطب می شود که به دنبال کشف اغراض الهی باشد و به سمت تدبر در قرآن گام بردارد چنانچه خداوند می فرماید "ولقد صرّفنا فی هذالقرآن لیذکّروا" (سوره اسراء، آیه 17). ( دفتر نشر فرهنگ و معارف قرآن کریم ، 1382)
در تعریف تکرار معنوی /ان را تکرار معنا دانستیم، اعم از یک معنا به شکل داستان و قصه های قرآن و همچنین معانی دیگر همچون بیان معنای توحید با الفاظ گوناگون ولیکن چون تکرار قصص قرآن بیشترین قسمت از تکرار معنوی را شامل می شود و به محض بیان تکرار معنوی، تکرار قصه های قرآن یادآوری می شود پس دراینجا به انگیزه های تکرار قصه های قرآنی پرداخته می شود.
قرآن کریم به تدریج و در طی 23 سال بنا به ضرورت و سهولت در کار بندگان و با پیشرفت آنها در دین و با آمدن موعظه های پی در پی برای بیداری آنان فرو فرستاده شده است، به همین سبب در آیات مکّی یک قصه به صورت کلی ذکر شده است و پس از آن بنابر رخدادهای که اتفاق می افتاد جنبه های دیگر داستان مطرح می شد، تا هر زمان موعظه ای برای مردم باشد. حال اگر تمام آیات به یکباره عرضه می شد. تمام فریضه ها بر مسلمانان و بر کسانی که می خواستند وارد دین شوند گران می آمد و خداوند دلیل به یکباره نیامدن قرآن را تثبیت قلب پیامبر می داند "وقال الذین کفروا لولا نزل علیه القرآن جمله واحده کذلک لنثبث به فوادک ..." (سوره فرقان، آیه 32). (سعد زغلول، 1389،ص 182)
همچنین هنگامی که پیامبر از آزار مشرکان دلگیر می شدند، خداوند بر حسب حال و مقام به بیان و تکرار در قصص پیامبران پیشین می پرداختند، تاسنت الهی را در حفظ و حمایت پیامبر گوشزد نماید"و کلّاً نقصّ علیک من انباء الرسل مانثبت به فوادک" (سوره هود، آیه 120). (دفترنشرفرهنگ و معارف قرآن کریم، 1382، ص 578)
چون قصه های قرآن بنا بر اقتضای رخدادی نازل می شد، ممکن بود که این توهم را ایجاد کند که این داستان و شان نزولش منحصر به همین مورد است و دیگر موارد را شامل نمی شود پس خدا وند با نزول دوباره آن قصه در زمانی دیگر این توهم راباطل نموده و بیان می نماید که قصه های قرآن برای پندگیری است و منحصر به زمان و یا حادثه و یا شخص خاص نمی گردد (همان).
نوع پردازش قصه های قرآن و تصویر سازی دقیق همراه با تکرار یک قصه در اسلوب های مختلف سبب شده که اعجاز بیانی قرآن مشخص شود و به قدری این داستانها در عین تکرار با فصاحت همراه شده اند که کمترین ملال و خستگی به خواننده منتقل نمی نماید و نوعی تحدی است که همگان از آوردن مثل قرآن عاجزند با هر نظمی که باشد.
یک قصه ممکن است ابعادی گوناگون داشته باشد و با یک بارگفتن، پیام های آن پایان نیابد، بلکه در هربار به لحاظ بعدی از ابعاد آن تکرار شود و مناسبتی جدید جایگزین گردد، بنابراین قصص دائماً در برابر اغراض دین خاضع و فرمانبردارند و تکرار حلقه هایی از یک قصه برای نیل به هدف و غرض جدید است (همان).
با تامل در آیات قرآنی در می یابیم که برخی از الفاظ یا آیات و یا قصه های قرآن تکرار شده است که می توان آنها را در دو بخش تکرار لفظی و تکرار معنوی دسته بندی نمود و با بررسی تکرار در زندگی انسانها دانستیم که زندگی انسانها با تکرار عجین شده است و نه فقط قرآن، بلکه دیگر متون نیز در آنها تکرار وجود دارد و همین رواج تکرار در دیگر ابعاد زندگی انسانها و کاربرد آن در علوم مختلف سبب خواهد شد که پاسخی باشد بر خرده گیری کسانی که وجود تکرار در قرآن را وسیله ای برای اهانت به ساحت قرآن قلمداد نموده اند. انگیزه ها و حکمت هایی نیز برای تکرار لفظی ذکر شده است که نشان دهنده غرض خداوند از آوردن تکرار در قرآن می باشد از جمله تاکید –دفع توهم- مقولیت کلام و... و همچنین تکرار قصه های قرآن که تکرار معنوی می باشد به سبب انگیزه هایی چون، تثبت قلب پیامبر، دفع توهم حصر و بیان اعجاز و تعدد اهداف و اغراض قصص قرآن می باشد.
قرآن کریم