چهارشنبه 14 خرداد سال 1399 Wed, 03 Jun 2020 11:46:53 GMT

مبشرین|پایگاه خبر قرآنی و معارف اسلامی

                      

کد خبر : 50669       تاریخ : 1399/03/02 20
ناگفته‌های همسر شهید حادثه کنارک از لحظه اعلام خبر شهادت

ناگفته‌های همسر شهید حادثه کنارک از لحظه اعلام خبر شهادت

همسر شهید دشتستانی حادثه ناو کنارک، ناگفته‌هایی را از زندگانی سید منصور روایت می‌کند.

به گزارش مبشرین به نقل از فارس، شهید سید منصور موسوی نژاد متولد ۲۱ اردیبهشت ۱۳۶۹ اهل روستا نظر آقا از دهستان زیرراه بخش سعدآباد شهرستان دشتستان استان بوشهر است که در روز ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ در روز تولدش به شهادت رسید.

به‌پاس گرامیداشت یاد و خاطره این شهید بزرگوار تصمیم گرفتیم تا با همسر این شهید ناوچه کنارک ارتش جمهوری اسلامی ایران به گفت‌وگو بنشینیم.

لطفاً خودتان را معرفی نمایید؟

بنده سکینه براهیمی جمیمه همسر شهید سید منصوری موسوی نژاد هستم. مراسم عقد ما در تاریخ ۲۵ دی‌ماه سال 1393 برگزار و مراسم عروسی ما در دوم بهمن ۱۳۹۴ صورت گرفت. زندگی مشترک ما پنج سال بیشتر نبود که سرتاسر خوشی و خوشبختی بود ولی متأسفانه خیلی زود تمام شد؛ و دارای یک فرزند سه‌ساله به نام سید مسعود هستم.

 

 لطفاً شهید را بهتر معرفی کنید؟

سید منصور موسوی نژاد فرزند سید اسماعیل در سال ۱۳۶۹ در خانواده مذهبی چشم به جهان گشود. زادگاه او در روستای نظر آقا از دهستان زیراه بخش سعدآباد از شهرستان دشتستان استان بوشهر بود. دوران ابتدایی را در دبستان رودکی و راهنمایی را در مدرسه راهنمایی شهید مدرس نظر آقا به پایان رسانید، سپس در دبیرستان دکتر محمود حسابی نظر آقا در رشته ریاضی فیزیک دیپلم گرفت و در سال ۱۳۸۹ وارد ارتش جمهوری اسلامی ایران شد.

شخصیت شهید چگونه بود؟

همیشه خنده در صورت داشتند، در انجام کارها آرامششان را حفظ و سعی می‌کردند کارها را به نحو احسن و با در نظر گرفتن شرایط انجام دهند. به همه احترام می‌گذاشتند و کوچک و بزرگ برای ایشان فرقی نمی‌کرد. همیشه برای دادن صدقه اولین نفر بود و ما را هم برای کمک به دیگران و صدقه دادن تشویق می‌کرد.

 چه موقع از شهادت ایشان باخبر شدید؟

بعد از افطار از اتفاقی که برای آن‌ها پیش‌آمده بود خبردار شدم. از آن لحظه به بعد آرام و قرار نداشتم تا اینکه صبح روز بعد خبر شهادت ایشان را شنیدم. در آن لحظه‌ها تنها چیزی که مرا آرام می‌کرد، به یاد آوردن مصائب حضرت زینب(س) بود.  شهادت سید منصور همه را سوزاند و همه عزادار او هستند.

فکر می‌کردید روزی همسر شما شهید شود؟

در خیالاتم چنین بود اما هیچ وقت به روی زبان نیاوردم. فقط شهید سید منصور، انگشتر نقره با نگین زرشکی از یک شهید به یادگار داشت و همیشه همراهش بود، خیلی این انگشتر دوست داشت.

از شهادت همسرتان راضی هستید؟

بله راضی هستم چون به آرزویی که می‌خواست رسید  و برای انسان هیچ‌چیز بالاتر از شهادت نیست. برای یک زن سخت‌تر از بی‌سرپرست شدن نیست ولی چون خودش شهادت را می‌خواست راضی هستم. همین‌طور که به وجودش افتخار می‌کردم،  به شهادتش هم افتخارمی‌کنم.


در مورد خصوصیات اخلاقی وی ناگفته‌ای باقی‌مانده است؟

خیلی مهمان‌دوست و مقید به صله‌رحم بود، با دیگران خوش‌برخورد و آن‌ها را دوست داشت. خیلی به افراد مسن احترام می‌گذاشت، دست‌بوسشان بود و همیشه به آن‌ها سر می‌زد. بین خانواده‌های ما رابطه صمیمانه‌ای برقرار است و خیلی به هم محبت می‌کنند، برای مادر من به‌اندازه مادر خودش احترام می‌گذاشت.

 

نظر ایشان در مورد وضعیت جامعه چطور بود؟

لحظه‌ای نبود که ایشان به وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم فکر نکنند طوری که همه دغدغه شهید، مردم بود و این نکته را همیشه بیان می‌کرد. علاقه خاصی به آقا داشتند، خیلی دوست داشتند ایشان را ببینند. سخنرانی‌های حضرت آقا را خوب گوش می‌کردند و همیشه در خانه ما حرف از بزرگی و اقتدار رهبر بود.

در خصوص حال و احوال معنوی چطور؟

بدون تعارف می گویم که کمتر زمانی بود که نماز اول وقت ایشان ترک شود و همیشه با وضو بودند. به یاد دارم وقتی می‌خواستیم با سید مسعود به خرید برویم اگر صدای اذان می‌شنید می‌گفت: اول باید نمازم را بخوانم و بعد خرید کنیم. همیشه ماه محرم که فرامی‌رسید مقداری پول برای نذری و کار خیر کنار می‌گذاشتند، سعی می‌کردند به هر طریقی دل فقیری را شاد کنند.

به درس و مطالعه چقدر علاقه داشتند؟

 همیشه اهل کتاب خواندن بودند و به نوشتن خیلی علاقه داشتند، دوست داشت روزبه‌روز بر معلوماتش افزوده شود.

شهید ورزش خاصی را دوست داشتند؟
سید منصور به ورزش دوومیدانی و پیاده‌روی خیلی علاقه داشت و بخشی از اوقات فراغتش را به این موضوع اختصاص می‌داد.

 

سخن آخر؟

از خدا می‌خواهم قدرت و صبری به من عطا کند که بتوانم سید مسعودم را همان‌طوری  که می‌خواست بزرگ کنم و مثل پدرش مردی بزرگ و شجاع و سیدی  دوست‌داشتنی تحویل جامعه بدهم، فردی مفید برای نظام مقدس جمهوری اسلامی زیر پرچم ولایت‌فقیه باشد. در آخر بازهم تکرار می‌کنم باعث افتخار من است که شهید شد و درراه خدا رفت، شهدا زنده هستند و من این را حس می‌کنم.


  منبع: مبشرین|پایگاه خبر قرآنی و معارف اسلامی
       لینک مستقیم   :   http://mobasherin.ir/shownews.aspx?id=50669

نظـــرات شمـــا






نورالثقلیننورالثقلیننورالثقلیننورالثقلیننورالثقلیننورالثقلین